بسمالله الرحمن الرحيم
عمليات پل نادري
(تك لشكر ۲۱
پياده حمزه)
1- منطقه عملياتي: استان خوزستان، محور شمالي،
جبهه دزفول- انديمشك.
2- زمان: چهارشنبه 23 مهرماه 1359.
3- رمز عمليات: -
4- ساختار و سازمان: ارتش جمهوري اسلامي ايران.
5- اهداف عمده عمليات: دفع تجاوز و بيرون راندن
دشمن از غرب كرخه و تعقيب او تا مرز بين المللي.
6- نقشه منطقه عمليات:

مقدمه
پس از گذشت يك هفته از آغاز جنگ تحميلي، در حاليكه
هر لحظه احتمال میرفت نيروهاي دشمن از رودخانه كرخه عبور و راههاي مواصلاتي
استان خوزستان را قطع کنند، رزمندگان اسلام اعم از نيروهاي ارتش و سپاه و نيروهاي
داوطلب بسيج مردمي براي دفاع و جلوگيري از نفوذ دشمن از اين محور مهم و حياتي، در
تلاش بودند و بدين منظور در حوالي پل نادري موضع گرفتند.
تلاش اصلي ارتش بعثي عراق در تهاجم اوليه خود به
منطقه دزفول كه با دو لشكر مجهز 10 زرهي و 1 مكانيزه انجام شد، تصرف و بستن گلوگاه
وصولي به خوزستان، به منظور تسريع در سقوط اين استان با در اختيار گرفتن راهآهن و
جاده انديمشك- اهواز و قطع مهمترين و اصليترين راه مواصلاتي مركز كشور به اين
استان بود. در حالي كه نيروي مدافع در مقابل اين دو لشكر مجهز، فقط در تيپ 2 لشكر
92 زرهي و گروه رزمي 37 شيراز با پشتيباني يك گردان توپخانه خلاصه ميشد.
باوجود
این استعداد ناچيز در برابر دشمن، اين واحدها با كمك پاسداران سپاههاي دزفول و
انديمشك و نيروهاي داوطلب مردمي -كه با استعدادي حدود 170 نفر خود را به سرعت به
مناطق عملياتي رسانده بودند- در برابر يورش دشمن مقاومت کردند و موفق شدند دشمن را
در پشت رودخانه كرخه متوقف کنند. ضمن اينكه مقاومت هاي صورت گرفته از سوي مدافعان
ايراني در محور سوسنگرد و متوقف نمودن دشمن در اين منطقه نيز كمك بزرگي به مدافعان
جبهه دزفول در متوقف نمودن دشمن و تقويت خط دفاعي اين جبهه داشت. به نظر ميرسد
دشمن نيز جانب احتياط را در تداوم پيشروي خود لحاظ کرده بود، زيرا توقف محور هجوم
دشمن در سوسنگرد و خالي بودن فاصله بين پل نادري و شهر شوش، به عرض 40 كيلومتر و
همچنين از جنوب شوش تا 40 كيلومتري اهواز، ميتوانست زنگ خطري براي دشمن در دور
خوردن از سوي نيروهاي ايران و آسيب جدي به آنها باشد. بنابراین، اين موضوع نيز در
ايجاد فرصت براي رزمندگان مدافع براي تقويت و انسجام بيشتر خطوط دفاعي، نقش داشته
است.
در اين شرايط، با توجه به درخواست مردم ايران و
مسئولان سياسي كشور براي پاسخ دادن به دشمن متجاوز و همچنين لزوم پيشگيري از
احتمال ادامه تهاجم دشمن و عبور او از رودخانه و به خطر انداختن خوزستان، برابر
تدابير صورت گرفته، نخستین عمليات آفندي نيروهاي ايراني با عنوان «عمليات پل
نادري»، با انجام يك طرحريزي تعجيلي از سوی نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي
ايران، در تاريخ 23 مهرماه 1359، يعني حدود سه هفته پس از تهاجم سراسري و پيشروي
ارتش عراق در اين منطقه، به اجرا درآمد.
وضعيت عمومي و جغرافيايي منطقه عمليات
منطقه عمومي عمليات كه در غرب رودخانه كرخه در
منطقه پايپل واقع شده بود، محورهاي عين خوش تا تپههاي ابوصليبيخات در حدود 30
كيلومتري جنوب و تپههاي علي گرهزد در 15 كيلومتري غرب پل كرخه، را شامل میشد.
بخش عمده اين منطقه پوشيده از تپه ماهور است و جاده انديمشك- دهلران از مركز آن
ميگذرد. دشت عباس كه بزرگترين دشت منطقه است، بعد از ارتفاعات علي گرهزد قرار
دارد. ارتفاعات مهم منطقه عبارتاند از: تپههاي علي گرهزد و شاوريه در غرب منطقه
و تپههاي رادار و ابوصليبي خات در جنوب آن. یک پل ثابت ۴۰ تني در محلي «موسوم به
پايپل» روي رودخانه كرخه در اين منطقه قرار داشت كه تنها محل عبور از اين رودخانه
بود. در ضمن قبل از اجراي عمليات نيز يك دستگاه پل شناور 60 تني روي اين رودخانه
احداث شد. ايستگاه رادار پايگاه هوايي چهارم شكاري دزفول مهمترين تأسيسات احداثي
در منطقه بود كه بر اثر تهاجم دشمن و گلولهباران نيروهاي خودي، بهكلي منهدم شد.
استعداد كلي دشمن در
منطقه
استعداد دشمن در هجوم به محور دزفول و انديمشك -
كه از معبر عين خوش ميگذشت و محدوده پل نادري تا جنوب شوش را در برمي گرفت- شامل
لشكرهاي 10 زرهي و 1 مكانيزه از سپاه سوم ارتش بعثي عراق بود. در خط حد تعيين شده
براي عمليات لشكر 21 حمزه، لشكر 10 زرهي عراق حضور داشت.
اهداف عمليات
1- دفع تجاوز و بيرون راندن دشمن از غرب رودخانه
كرخه؛
2- تعقيب دشمن تا مرز شناخته شده بين المللي.
سازمان رزم عمليات
طي هفته اول و دوم تهاجم ارتش عراق به ميهن
اسلامي ايران، در منطقه دزفول از ارتش جمهوري اسلامي ايران، تيپ 2 زرهي لشكر 92
ارتش كه منطقه سرزميني اين تيپ بود، و از سوي گروه رزمي 37 زرهي، گردان 283
سوارزرهي و گردان 138 پياده لشكر 21 پياده تقويت شده و با گردان 320 توپخانه
155میلمیمتری خودكششي كمك مستقيم تيپ و يك آتشبار توپخانه 130میلیمتری پشتيباني
ميشد، در منطقه حضور داشتند. در ضمن يك گردان مهندسي رزمي از گروه ۴۱۱ مهندسي
رزمي بروجرد نيز در منطقه حضور داشت.
پس از هفته اول يگان هاي ارتش از مناطق مختلف
كشور راهي مناطق عملياتي شده و به مرور وارد منطقه مأموريت ابلاغي خود مي شدند. با
توجه به تعيين دزفول به عنوان منطقه مأموريت دو لشكر 21 پياده حمزه از تهران و 16
زرهي قزوين و تدبير فرمانده نزاجا براي اجراي عمليات آفندي در اين منطقه، لشكر 21
كه تا تاريخ 15 مهرماه موفق به انتقال دو تيپ 1 و 3 پياده خود شده بود، براي اين
منظور انتخاب گرديد. در حالي كه مجموع استعداد موجود لشكر در منطقه براي اجراي
عمليات، تعداد 6 گردان پياده، يك گردان تانك، 5 گردان توپخانه و يك گردان پدافند
هوايي با آمادگي حدود 60 درصد (توان غير عملياتي) بود.
طرحريزي عمليات
قرارگاه مقدم نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي
ايران كه در تاريخ 13 مهرماه 1359 در دزفول مستقر شده و كار خود را آغاز کرده بود،
با توجه به تدبير فرمانده نيروي زميني- كه تقدم عمليات را در جبهه دزفول تشخيص
ميداد- از تاريخ 16 مهرماه طرحريزي برای تك به نيروهاي دشمن در غرب رودخانه كرخه
و بيرون راندن آنها از منطقه انجام شد.
در طراحي تك، به منظور استفاده از نيروهاي تازه
نفس، دو لشكر 21 پياده حمزه و 16 زرهي قزوين مد نظر قرار گرفت. در حالي كه اين دو
يگان در حال ورود به منطقه از تهران و استانهاي قزوين، زنجان و همدان بودند و
انتقال آن ها با توجه به ترافيك در راهآهن، به كندي و با تأخير همراه بود. از طرفي
تدبير فرمانده نيروي زميني روي شكست هرچه سريعتر دشمن و عقب راندن او تا مرزهاي
شناخته شده بين المللي متمركز بود. بنابراین، براي جلوگيري از هدر رفتن وقت و
احتمالاً جلوگيري از تقويت يا حمله دشمن، لشكر 21 به دليل رسيدن 2 تيپ او به منطقه
و نرسيدن واحدهاي لشكر 16، براي انجام تك انتخاب شد.
لشكر 21 حمزه كه اخيراً با ادغام دو لشكر 1 و 2
پياده تهران تشكيل شده و هيچ شناختي از منطقه نداشت، از سوي قرارگاه مقدم نزاجا در
دزفول مأموريت داده شد در كرانه شرقي رودخانه كرخه حوالي پل نادري مستقر شود و ضمن
پدافند از ساحل شرقي رودخانه براي جلوگيري از عبور احتمالي دشمن از پل هاي ثابت و
متحرك موجود حفاظت نمايند. سپس لشكر با بهكارگيري استعداد اين دو تيپ، عمليات
آفندي خود را در منطقه پل نادري اجرا و با انهدام دشمن، ارتفاعات عليگرهزد و
ابوصليبيخات و سايتهاي رادار را تصرف کرو آماده شد تا بنا به دستور تك را به
منظور تصرف و تأمين معابر عين خوش و دوسلك ادامه دهد.
فرمانده نزاجا مأموريت اجراي تك را در تاريخ
17/07/1359 به صورت شفاهي مستقيماً به فرمانده لشكر 21 حمزه ابلاغ كرد تا روز 21
مهرماه در غرب كرخه تك نمايد. سپس قرارگاه مقدم نزاجا كه از 14 مهرماه فعاليت خود
را در منطقه دزفول آغاز کرده و مسئوليت اين منطقه به اين قرارگاه واگذار شده بود،
در 20 مهرماه مأموريت آفندي را به صورت كتبي به لشكر 21 حمزه ابلاغ کرد. پيرو
درخواست مكرر فرمانده لشكر 21 در به تأخير انداختن زمان تك به منظور ايجاد آمادگي
نسبي و شناسايي هاي ضروري، در نهايت با درخواست ايشان به مدت دو روز تأخير براي اجراي
تك موافقت و مقرر شد تك در 23 مهرماه انجام شود.

شرح مختصر عمليات
پس از تصويب پيشنهاد فرمانده نيروي زميني ارتش
در مورد اجراي تك در منطقه غرب دزفول، لشكر 21 حمزه پيرو دستور ابلاغي در خط
پدافندي منطقه سرپلي كه با عمق 3 كيلومتر در غرب رودخانه كرخه در اختيار نيروهاي
خودي بود، مستقر شد و خود را آماده براي اجراي تك کرد. بنابراین، فرماندهان
يگانهاي عمل كننده در پايان روز 21 مهر 1359
موفق شدند پس از دريافت دستور آفندي لشكر، طرح مقدماتي را تهيه و اقدامات
عملياتي خود را دنبال كنند.
بر اساس طرح لشكر، تيپ 3 پياده در شمال (راست)
براي تصرف تپههاي شاوريه و بلتا و سپس الحاق با تيپ 1 در علي گرهزد و تيپ يك در
مركز به عنوان تلاش اصلي تصرف تپههاي علي گرهزد، سايت هاي 4 و 5 رادار و تپههاي
ابوصليبيخات را بر عهده داشتند. گروه رزمي ۲۹۱ تانك نيز در جنوب تك و در تپههاي
ابوصليبي خات با تيپ يك الحاق مينمود. با توجه به استقرار لشكر 1 مكانيزه دشمن در
منطقه شوش، گردان ۲۴۷ سوار زرهي نيز با پيشروي در امتداد كرانه غربي رودخانه، جناح
جنوبي (چپ) خط حد لشكر را حفاظت مينمود.
نيروها در حالي كه به آنها گفته شده بود كه تا
سه راهي قهوه خانه و حتي تا سايت هاي 4 و 5 رادار دشمني وجود ندارد، برابر دستور
بدون شناسايي منطقه سوار بر خودرو، حركت هجومي خود را از ساعت 07:00 بامداد 23
مهرماه 1359 آغاز نمودند. نيروهاي دشمن كه در كانال معروف به هندلي در مسير حركت
نيروهاي تيپ يك مستقر بودند، بدون هيچ واكنش و نشان دادن خود، اجازه دادند نيروهاي
خودي به پيشروي خود ادامه دهند. پس از پيشروي 3 تا 4 كيلومتري نيروهاي پياده،
گردان تانك نيز به منظور پشتيباني از آنها، حركت روبه جلو خود را آغاز نمود و دشمن
باز هم اجازه داد تا تانك ها جلو بیایند و به محض در تيررس قرار گرفتن، آنها را در
فاصله حدود 500 متري با موشك هاي دوشپرتاب به آتش بکشد و منهدم کند. در اين وضعيت
نيروهاي پياده كه خيلي جلوتر بودند، متوجه شدند كه از كانال هندلي عبور كرده و در
محاصره دشمن قرار گرفته اند. پس از انهدام تانكها، دشمن خودروهاي واحدهاي پياده
را هدف قرار داده و آنها را نيز منهدم کرد. اين وضعيت علاوه بر هم پاشيدگي نيروها
و وارد آمدن تلفات و خسارت زياد، موجب قطع ارتباطات آنها با عقب گرديد. تنها اقدام
قابل توجه در اين گيرودار، فرار دو دستگاه خودرو حامل تفنگ 106 میلیمتری
به پشت خاكريز موجود در منطقه و ضمن سنگر گرفتن، تيراندازي به سمت مواضع
دشمن بود كه اين امر باعث كمك به قيچي نشدن نيروهاي باقيمانده در محاصره شد. اين
نيروها با پنهان شدن بين عوارض زمين و استفاده از تاريك شدن هوا، به مرور به عقب
بازگشتند.
با توجه به وضعیت به وجود آمده و شكست كامل
عمليات و در حالي كه در كل 102 نفر از نيروهاي خودي شهيد، 161 نفر مجروح و 31 نفر
مفقودالاثر و اسير شدند و تعداد 20 دستگاه تانك و نفربر و تعدادي خودرو نيز منهدم
گردید و از دست رفت، عملاً عمليات پايان يافت.
پايان
دیدگاهی ثبت نشده، شما اولین نظر را بنویسید!